تبليغاتX
اركيده وحشی




















اركيده وحشی



دنبال سيبی هستم
كه با خوردنش از بهشت زمين
به بهشت اغوش تو رانده شوم...

نوشته شده در ساعت توسط سعیده| |



در سحرگاه یک روز عادی
در گرگ و میش یک تولد
در تحیر یک طبیعت
در تبسم یک دلهره
در کوچه ای خلوت
در پیاده رویی سرشار از بوی"دوستت دارم"
با نگاهی به افق..
به دوردست
قدم زنان پرسیدم:"زندگی چیست؟"
گفت:"نگاه کن به یک قطره شبنم!"
قطره شبنم را به دستم داد
و گفت:"به درونش بنگر"
"زندگی انجاست"
نوشته شده در ساعت توسط سعیده| |


Design By : Night Skin